گفت و گويي در باره كتاب تلگراف
در ادب و انديشه ي انوري (4)
چند مضمون از شعر انوري
حرف ، چون لبه شمشير است و به معني لبه شمشير نيز است ، و كلمه بسيار مناسب انتخاب شده است ؛ مثل "كلمه" و "كلام" كه در بيان عرب به معني وسيله برش فهميده مي شود ؛ وقتي فصيح و بليغ استفاده مي شود چون سيف قاطع ، بسان فصل الخطاب عمل مي كند .
حرف تيغ تو الف وار كجا كرد قيام
كه نه در عرصه الف چفتگي لام گرفت؟ (مفلس كيميافروش، ص163و275)
در ادب و انديشه ي انوري (3)
جايگاه شعري انوري
انوري از اركان شعر فارسي است و در فارسي و عربي ممارست دارد . در قصيده و غزل و قطعه از سرآمدان است و در غزل ، پيش از سعدي راه را هموار كرده ، در سرودن قطعه بدزباني را به حد اعلاي آن رسانده است و در اواخر عمر از هجو وبدزياني تبرّي جسته است . در روزگار او شاعران توانايي چون نظامي ، خاقاني ، اديب صابر ، ظهيرفاريابي ، رشيد وطواط ، معزي ، ابوالفرج روني و عمعق بخارايي مي زيستند . انوري به ديوان هاي فرخي ، عنصري ، قطران ، ازرقي و ديگران نظر داشته ، اما به ديوان ابوالفرج علاقه خاصي ابراز مي كرده است . از خصايص شعر او آن است كه به لهجه تخاطب نزديك است و گاه از نهايت سادگي به محاوره معمول ماننده مي شود . اما گاهي با دست يازيدن انوري به اصطلاحات علمي و نجومي و هيآت و علوم ديگر تعقيد خاصي پيدا مي يابد كه نيازمند شرح مي شود و به همين دليل است كه شرح هايي بر ديوان وي نوشته اند كه شرح محمد بن داوود علوي شادآبادي و ابوالحسن فراهاني[1] و شرح مشكلات ديوان انوري از آقاي دكتر سيد جعفر شهيدي از آن جمله اند .
در ادب و انديشه ي انوري (2)
محدوديت اطلاع در باب انوري
با همه شهرتي كه انوري در زبان پارسي داشته و بنا بر معروف يكي از سه پيامبر شعر فارسي به حساب مي آمده است ، از اغراض السياسه في اعراض الرياسه تأليف محمد بن علي ظهيري كاتب سمرقندي – در نيمه دوم قرن ششم – كه بگذريم ، اسناد زندگينامه او با فاصله زماني نسبتاً دور و غالباً بسيار محدود و آشفته است . آنچه در لباب الالباب و جوامع الحكايات و تذكره هاي قرن نهم و دوره هاي بعد در باره او گفته اند مشتي عبارت پردازي افسانه وار است كه كمتر مي توان به آنها اعتماد كرد (مفلس كيميافروش، ص21) .
در ادب و انديشه ي انوري (1)
به نام خدايي كه راه نمود ما را
در ادب و انديشه ي
انوري ابيوردي
محمدحسن صنعتي
شهريور 1405ش
زندگي انوري
در باب زندگي محمد بن علي[1] انوري مشهور به انوري ابيوردي سندي قطعي به دست نيامده است تا بتوان به مدد آن سال تولد و سال درگذشت او را معلوم كرد . قدر مسلم اين است كه او در ربع اول قرن ششم متولد شده است و در ربع آخر آن قرن درگذشته است (مفلس كيميافروش، ص29) . نيز وفات انوري به طور حتم مقدم بر سنه ي 552 نمي تواند باشد . و به ظن غالب تاريخ 587 نيز براي وفات او – به تعبير علامه محمد قزويني – فوق العاده دير است . بنا بر اين شايد اقرب اقوال به صواب قول دولتشاه در بعضي از نسخ تذكره ي او باشد كه وفات انوري را در سنه ي 556 نوشته است[2] ، والله اعلم بحقايق الامور (بيست مقاله قزويني ، ج2، ص369) .
در ادب و انديشه ي خاقاني (4)
سياوش
در بيتي ، غمي عميق و اندوهي فراموش نشدني همراه "خوناب دل" از دهان شاعر فرو مي ريزد و در نسوج دل خواننده رسوخ مي كند :
چون خون سياوشان صراحي
خوناب دل از دهان فرو ريخت
در كين سياوش ارغنون زن
آن زخمه درفشان فرو ريخت
در ادب و انديشه ي خاقاني (3)
نمونه ي اَعلام ، واژه ها و مضامين
در بيان خاقاني
يكي از بهره هاي خواننده در مواجهه با شعر وسخن خاقاني ، واژه ها و تعابير تازه يا مفاهيم و برداشتهاي تازه براي واژه ها و تعابير است :
آرش
توجه به تيراندازي و از خود گذشتگي آرش و جان فداي آب و خاك كردن او ، در ادب پارسي جايي بس وسيع باز كرده است و تصاوير بديعي را به خود اختصاص داده است . خاقاني كه قصيده سرا است و مدح جزء كارهاي اصلي و اساسي اوست ، ممدوح را در كمانداري تا سرحد مقام والاي آرش بالا برده و در باره او گويد :
كيخسرو آرش كمان ، شاه جهانبان چون پدر
اسكندر آتش سنان ، خضر نهاندان چون پدر
يا در تصويري ديگر ، تجليل شاعر از مقام آرش كاملاً به جاست :
گفت جهانش اي ملك تو ز كياني از كيان
گفت ز تخم آرشم نخل بقاي مملكت (تجلي شاعرانه اساطير، صص85-87)
در ادب و انديشه خاقاني (2)
خاقاني ، آثار و تأثرات
شايد بتوان خاقاني را خودستاترين شاعر ايراني به شمار آورد . سنايي و رشيد وطواط دو تن از معارضان در مفاخره هاي خاقاني اند . او مفاخره به سخن را بر مفاخره به مال و خواسته ترجيح مي دهد (ر. ك: "سحر شاعر شروان").. تأثراتي دارد از فردوسي (ر.ك: "خاقاني شرواني بر خوان رنگين فردوسي") . مصحح و محققي با نهايت تأسف مي گويد : اين استاد بزرگوار – كه در عصر مشكل گويي و دشوارنويسي مي زيسته است – مانند ساير شعرا و سخن سرايان معاصر خود تمام معلومات و اطلاعات خود را در اشعار خويش به كار برده و به همين جهت فهم و درك بيشتر اشعارش بغايت دشوار و شايد بعض از آن لاينحل باشد . از اين رو است كه شرحها و تفسيرها بر اشعار اين استاد عظيم الشأن نگاشته اند (مثنوي تحفه العراقين ، "مقدمه مصحح" ، ص "لد").
در ادب و انديشه ي خاقاني (1)
به نام خداوند بخشنده مهربان
در ادب و انديشه ي
خاقاني شرواني
محمد حسن صنعتي
تير 1405 ه.ش.
زمانه ي خاقاني
افضل الدين بديل بن علي خاقاني شرواني از سخن سرايان بزرگ قرن ششم هجري است كه احتمالاً در سال 520 ه. در شَروان به دنيا آمده است . پدرش نجيب الدين علي درودگر و مادرش مسيحي نسطوري بود . خاقاني در خانواده اي متوسط زندگي تنگي داشت ، اوايل بر سر سفره پدر بود و پس از مرگ پدر به ياري مادر خود كه طباخي و بافندگي مي كرد ، زندگاني مي گذرانيد . عموي خاقاني كافي الدين عمر بن عثمان كه طبيب و فيلسوف بود ، تا بيست و پنج سالگي از خاقاني حمايت و نگهداري مي كرد .