اثر شاخص ابوالفضل بیهقی ، تاریخ بیهقی است که باید آن را همچون هر اثر تاریخی دیگری در بستر تاریخی اش دید ( تجدد و تجددستیزی، عباس میلانی، ص16) . رزمجو به این نکته اشاره کرده است که از جمله محتویات تاریخ بیهقی ، منشآت ابونصر مشکان (ف: 431ه.ق.) صاحب دیوان رسایل سلطان محمودغزنوی است که ابوالفضل بیهقی آنها را در کتاب خود نقل کرده است ( انواع ادبی و آثار آن در زبان فارسی، ص194). این اثر از این نظر که دارای تعابیر تازه است هم قابل بررسی است( "طرح و توضیح چند مشکل از تاریخ بیهقی" ، خلیل خطیب رهبر،صص153-173). علاوه بر تاریخ بیهق علی بن زید بیهقی، کلیله و دمنه(تالیف : 538-540 ق.) ، رأس مال الندیم ]فی التواریخ اعیان اهل الاسلام[(تالیف: 501ق.) ، و مجمل التواریخ و القصص(تالیف: 520ق.) هم ، اولین ذکرکنندگان نام تاریخ بیهقی بوده اند ( روایت شناسی تاریخ نگارانه تاریخ بیهقی، محمد راغب ، ص257) .

   گستره زمانی تاریخ بیهقی ، از سال 409ق. است تا چند سالی پیش از درگذشت مولف در 470ق.(دیبای خسروانی ، یاحقی-سیدی، ص14و 15). البته شروع نگارش آن به قول عباس اقبال (مجموعه مقالات ، ص63) 448ق. بوده است. به عبارتی وی در سال چهارم از سلطنت سلطان فرخزاد بن عبدالرشید بن محمود بن سبکتگین (444-450) شروع به نگارش کرده. زیرا می گوید: " از استاد عبدالرحمن قوال شنودم پس از آنکه این تاریخ را آغاز کرده بودم به هفت سال، روز یکشنبه یازدهم رجب سنه 455" (تاریخ بیهقی، چاپ ادیب پیشاوری، ص69).او یک بار آن را در فاصله 3 سال از 448 تا 451 می نویسد و در سالهای بعد مطالبی را که می شنیده و به دست می آورده ، در کتاب خود داخل می کرده است (مقالات ، عباس اقبال، ص284و 285) .به نوشته عباس پرویز نگارش بخش باقیمانده تاریخ بیهقی در سال 450 شروع شد و بیهقی تا سال 451 یعنی سال دوم سلطنت سلطان ظهیر الدوله ابراهیم بن مسعود (450-492) جانشین فرخزاد مشغول تحریر آن بود ( تاریخ دیالمه و غزنویان، ص 466و467).

   این تاریخ به گفته ابن فندق ، "از اول ایام سبکتگین تا اول ایام سلطان ابراهیم ] 451- 492ق.[" را "روز به روز" در بر می گرفته و افزون بر سی مجلد بوده است (حدیث خداوندی و بندگی، دهقانی، ص7).آنچه از تاریخ بیهقی مانده پنج جلد و نیم است و یاحقی و سیدی معتقدند که اصل تالیف نباید از دو یا نهایتا سه برابر حجم کنونی بیشتر بوده باشد ( همان، ص 27) . سعید نفیسی ، نیز بعضی محققان متاخر ( "تاریخ بیهقی کتابی از میان رفته یا آرزویی شکل نگرفته" ، محمد رضا حاجی بابایی ، صص33-54) هم چنین نظری دارند . اما گروهی از محققان معتقدند اثر همانگونه که ابن فندق گفته بیش از مقدار موجود و سی جلد بوده است ( ر.ک: روایت شناسی تاریخ نگارانه تاریخ بیهقی، محمد راغب، ص 176).  

      به نوشته محمد حسین کرمی ( بررسی تحلیلی حکایتهای تاریخ بیهفی، ص13و14) ابوالفضل بیهقی در نگارش 5/5 یا 6 جلدتاریخ خود ، 9 منبع دیده بوده و از آنها استفاده کرده است. بعضی عبارات او اشاره به این منابع است : 1.در "اخبار ملوک عجم "خواندم...ترجمه ابن مقفع ، 2. چنان خواندم در "اخبار سامانیان"، 3. چنین خواندم در " اخبار خلفا"، 4. در " اخبار روسا" خواندم، 5. چنین نوشت ابوریحان در " مشاهیر خوارزم"، 6. و این حالها استاد محمود وراق سخت نیکو شرح داده است در تاریخی که کرده است ، 7.  کتابی بود که آن را " لطایف حیل الکفات" نام بود، 8. در " مختصر صاعدی " که قاضی صاعد کرده است ،  9. شنودم از خواجه بومنصور ثعالبی مولف " یتیمه الدهر فی محاسن اهل العصر".

    در آثار تاریخی ،  طبقات ناصری منهاج سراج آشکارا با ذکر نام بیهقی مطالبی از بخشهای مفقود کتاب او نقل شده است ( روایت شناسی تاریخ نگارانه...، ص236 و 350) . مجمع التواریخ سلطانیه حافظ ابرو داستانی از بخشهای ناموجود تاریخ بیهقی نقل می کند که ظن استفاده او را از اثر بیهقی تقویت می کند(همان،ص350). مجمع الانساب محمد بن علی شبانکاره ای تالیف 733ق. نیز که اطلاعات تکمیل کننده ای نسبت به تاریخ بیهقی دارد و چند سلسله قبل و بعد از غزنویان  و یک یک امیران نخستین غزنوی را با جزئیات معرفی کرده است ( مجمع الانساب، صص83-7) از متونی است که از بخشهای ناموجود تاریخ بیهقی استفاده کرده است ( روایت شناسی...، ص356). نویسنده رأس مال الندیم ]فی التواریخ اعیان اهل الاسلام[(تالیف: 501ق.) هم بخشی از مجلدات مفقوده تاریخ بیهقی را دیده بوده و در کتاب خود از او یاد کرده است ( همان، ص357). همچنین در آثار الوزراء تالیف نیمه دوم قرن 9ق. از بخشهایی از تاریخ بیهقی که امروز موجود نیست مطالبی نقل شده است (همان، ص358) . نثرهایی جون ظفرنامه حمدالله مستوفی و تاریخ ایلچی نظام شاه خورشاه بن قباد الحسینی هم ممکن است از تاریخ بیهقی استفاده کرده باشند ( همان، ص 236 به بعد).