مذاکره مبارزه است
مذاکره مبارزه است
این یادداشت بیشتر می تواند نوعی تأمل در تعریفها باشد :
مذاکره می تواند نه تنها مجاز که لازم باشد ، اگر از دریچه پیام و موضع راهبردی امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نگریسته شود که معتقد بودند "حفظ جمهوری اسلامی از اوجب واجبات است" و گزاره های دیگری که در تقویت این نگرش از ایشان صادر شده بود . از این منظر ، مذاکره امکانی برای حفظ و تقویت جمهوری اسلامی ایران است .
ممکن است با صف بندی های انجام گرفته ، روگردانی از میدان مذاکره که خود نوعی مبارزه است به قیمت اضمحلال انقلاب اسلامی تمام شود که در این صورت یعنی تمام تلاشهای منتهی به پیروزی از سال 1342 و قیام 15 خرداد و بلکه صدور بیانیه ی امام خمینی مصدّر به تک بیت " خلیل آسا در علم الیقین زن / ندای لااحب الآفلین زن" در سال 1339 تا بهمن سال 1357 در معرض تهدید قرار می گیرد .
کاش حوزه های کارشناسی و مشاوره بموقع در باب این گزاره به جمع بندی رسیده بودند که ظرفیت مذاکره میدانی برای حفظ توان مقاومت حزب الله لبنان است ؛ که چنین نشد و اکنون حزب الله لبنان حتی در سرزمین خود بخشی از میدان را واگذار کرده است . بنا بر این بازسازی این توان منوط به بهره برداری از ظرفیت "نرمش قهرمانانه" و فعال سازی طرفهای میانجی است .
همین " ای کاش" در باب سوریه ، عراق و یمن مصداق دارد و به نظر می رسد جلوی ضرر از هر کجا گرفته شود منفعت است .
بعضی قرائن گویای این واقعیت است که بعضی از هم پیمانان ایران در منطقه مایل اند ظرفیت مخاصمه امریکا با آنان به سمت کشورهای دیگر از جمله ما منحرف شود . مذاکره امکان و ظرفیتی برای محک زدن این فرض و مهندسی درست تحولات سریع و پیچیده فعلی در منطقه و جهان است .
حتما ممتنع بودن مذاکره دلایلی دارد . اما در این بین این دلیل که "مذاکره نوعی باج دادن به زورگو یا عقب نشینی یا تجدید نظر است" پر رنگ تر به نظر می رسد . این در حالی است که با مذاکره می توان در مقابل افکار عمومی جهانی با باج خواهی و زورگویی مقابله کرد . بعلاوه ، با توجه به حقوق نامتوازن قدرتهای جهانی در نهادهای بین الملل ، استفاده نکردن از ظرفیت مذاکره بهانه ای به دست خواهد داد برای رو در رو قرار دادن ایران با شورای امنیت سازمان ملل و این یعنی پیش رفتن نقشه های دشمن با ظرفیت کشورهای دیگر عضو این نهاد بین المللی .
مذاکره تجدید نظر نیست . مذاکره مبارزه است . مذاکره ، تفویض میدان مبارزه به افسرانی است که با سلاح مذاکره آشنایی کافی دارند . این در حالی است که مذاکره و مبارزه به اندازه ای که هزینه یا خسارت ایجاد می کند حق ملی است و به همین اندازه اتکای به کارشناسی و رایزنی با همه ظرفیتهای خردورزی در عرصه دیپلماسی پیدا می کند . در این بین شاید از توان ملتی که چند دهه زیر فشارهای خردکننده ناشی از تحریم های اقتصادی قرار داشته و امروز با آثار مخرب تورم رو به رشد دست و پنجه نرم می کند ، خارج باشد که هم هزینه انواع دو قطبی های ایجاد شده در داخل کشور از جمله اجرا شدن و نشدن قانون حجاب و عفاف را بپردازد ، هم چوب غدر و بی وفایی دوستان یا دوست نمایان منطقه ای را بخورد و هم در عین یکی دو دهه میدان داری عملی در میدان های مقاومت ، به میدان های پرهزینه تری کشانده شود که این بار حاصل آن کم شدن فشار بر رژیم صهیونیستی و افزایش فشار بر کشوری است که می خواسته با نظام تبعیض آمیز و ضعیف کش استکباری در بیفتد اما سال به سال بیشتر و بیشتر از میدان مذاکره به میدان مبارزه سوق داده شده است .
مذاکره اگر هم تجدید نظر باشد تجدید نظر در راه و حداکثر راهبرد است و نه در هدف یا اهداف . شاید اگر سوابق مبارزات ضد استکباری نظام بررسی شود میزان پیروزی های به دست آمده از قِبَلِ مذاکره بیشتر هم بوده باشد . در این تأمل ، لزوما روند مذاکره – مبارزه ی دهه ی 90 شمسی در نظر نیست.
روشن است که مذاکره اگر در شرایط و مواضع قدرت صورت پذیرد با دستاوردهای قانع کننده تری همراه است . بنا بر این می توان با این نگره که هنوز هم شرایط و مواضع قدرت قابل ملاحظه ای در اختیار جمهوری اسلامی ایران است ، ظرفیت مذاکره را به سرعت و سنجیدگی در دستور کار قرار داد . نیز روشن است که به زعم نگارنده فرصتهایی از دست رفته که می توانسته دستاوردهای بسیاری به همراه داشته باشد و اکنون می پندارد نباید اجازه داد فرصتهای باقیمانده در معرض فوت قرار گیرد .
مهم تر از نکات ذکر شده ، تدبیر شیطنت آمیز دستگاه دیپلماسی ترامپ است که ابتدا صف بندی دهه های قبل میان آزادگان جهان و اردوگاه استکبار را در ادامه رویکردی که از زمان بوش پسر آغاز شده بود به قصد کاستن از هزینه های مخاصمه و پاس دادن هزینه ها ، به صف بندی جهان مسیحیت و مسلمان یعنی احیای جنگ های صلیبی سوق داد و با چرخشی سریع اکنون در حال شکل دهی صف بندی تازه ای به نام "صف بندی جهان اسلام و جهان اسلام" است تا مشکلات غرب صلیبی با خون مسلمان و مسلمان رتق و فتق شود . کسانی که لشکر صدهزاری در سوریه به راه انداختند و 11 روزه دمشق یا شام تاریخی را فتح کردند مدعی اند که از بیشترین عیار مسلمانی برخوردارند خاصه که پشتیبانی چند کشور مسلمان را هم به همراه دارند. نگذاریم منطقه تبدیل به آوردگاه منازعه میان مسمانان با یکدیگر و شروع منازعات مذهبی و اسباب آسوده خیالی قدرتهایی شود که با فن مذاکره و دیپلماسی آشنایی بسنده ای دارند.
( سه شنبه ، 28 اسفند 1403)