کیست که مردم غزه را یاری کند؟
کیست که مردم غزه را یاری کند؟
(نامه ای به مشاهیر زنده جهان)
دوست عزیز سلام .
نمی دانم در چه موقعیتی نامه مرا می خوانی اما ممنونم که وقت می گذاری برای خواندن نامه ی کسی که از درد و رنج 600 روزه مردم بی پناه غزه بی طاقت شده و می خواهد به قدر نوشتن نامه ی کمک خواهی و جمع آوری همدلی ، به کسی که یقینا از فزونی گرفتن دردهای بشری در غزه دردمند است قدمی بردارد .
شما یکی از مشاهیر زنده دنیا ، چه می گویم شما یکی از افراد زنده ی دنیائید و این یعنی اکنون که غزه در حال جان سپردن است می توانید قدمی بردارید . یعنی می توانید از جایتان بلند شوید و با استفاده از قدرت اجرایی یا نفوذتان در دستگاه های بین المللی یا مجموعه های مرتبط با افکار عمومی جهان باعث حرکتی در دفاع از مردم تنها مانده ی غزه شوید.
دوست عزیز ! اینکه شما زنده اید یعنی معنی زندگی را می دانید و نمی توانید ببینید که در دنیایی پر از لایحه در دفاع از حقوق بشر ، حق زندگی چند میلیون نفر از ساکنان زمین در قریب به دو سال گذشته غصب شده باشد و حق ادامه حیات از زن و مرد غزه ای از کوچک و بزرگ از پیر و جوان از پیر بر زمین مانده تا طفل شیرخواره دریغ شود . شما سالها با بال عقل و عاطفه پرواز کرده اید تا بدین جایگاه رسیده اید و از زیبایی نوعدوستی جان تان را تازه کرده اید و هر جا کژی و کاستی در احترام به انسان دیده اید آزرده شده اید . از شما عاجزانه می خواهم برای پیشگیری از مرگ نسلی که ایستاده و از فرط گرسنگی و تشنگی در حال مردن اند فکری بکنید . می دانم که هیولای صهیونیسم در پناه بی عملی افکار عمومی جهان امروز به اختاپوسی قدرتمند تبدیل شده که تمام نهادهای بین المللی قدرت را در چنبره بازوان توانا و نافذ خود گرفته است . اما این واقعیت تلخ دلیل نمی شود که دنیا توان های گوناگون خود را نادیده بگیرد و در برابر مرگ زودرسنده ملتی بیچاره مانده چشم هایش را روی هم بگذارد . ندیدن واقعیت تغییری در وقوع جنایتهای پی در پی بشری در غزه ایجاد نمی کند .
دوست عزیز ! مردم غزه برای خوردن نه نانی دارند و نه آبی . آنها به خوردن علف بیابان و حتی شن زیر پایشان رو آورده اند . ما نیز فرصت های بسیاری را از دست داده ایم . وقتی چند میلیون جمعیت غزه در پناه سکوت جامعه جهانی که حتی تا خوابگاه های انسان امروز دوربین کار گذاشته ، به خفقانی نابود کننده رسیدند و حتی امنیت نداشتند اگر می خواستند صدایی به اعتراض بلند کنند و از نداشتن آب و برق ، از سخت بودن زندگی در هم فشرده ی چند میلیون نفر در جغرافیایی کوچک بنالند ، و سکوت کردیم ، باید پیش بینی چنین روزی را می کردیم . وقتی یک روز ، از بین جمعیت به فغان آمده ی غزه ، برای تنبیه ظالمان صهیونیست ، نیروهای شبه نظامی به جای سنگ های سر دست نوجوانها تعدادی موشک دست ساز روانه سرزمین های اشغال شده کردند و در مقابل ، 600 روز بمبهای سنگر شکن بر خانه ها و چادرهای فلسطینی فرود آمد و سکوت کردیم باید پیش بینی چنین روزی را می کردیم . وقتی رژیم صهیونیستی آتش جنگ را به لبنان و سوریه گسترش داد تا هیچ کس نباشد که بتواند به قدر لقمه نانی کمک به بی پناهان غزه برساند باید پیش بینی چنین روزی را می کردیم .
دوست عزیز ! شما بهتر می دانید حتی آنها که شخصیت حقوقی برای دفاع از مردم غزه داشته اند ، در عین همه ناتوانی ها و فشلی ها و بی مسئولیتی ها با هم اختلاف دارند و به بی عملی دچار شده اند و مردم بهت زده ی آنجا از این همه بی کسی ، حیران مانده اند که چه کسی قرار است برای آنها کاری کند و آیا با این همه دستگاه و نهاد بین المللی دستی پیدا می شود که دست آنها را بگیرد و راه بر تجاوزات تمام نشدنی صهیونیستها ببندد؟ امروز مردم مظلوم این ناحیه هم از خودی لطمه می خورند و هم از دشمن تا دندان مسلح به پیشرفته ترین بمب های مرگبار و ویران کننده . امروز وقتی از بالا به غزه نگاه کنید شهر سوخته ای بیش پیدا نیست که تمام آن رنگ خاکستر گرفته و خانه های آن بر یکدیگر آوار شده اند و از غزه تنها معبرهایی در میانه ی کوه های خرابی بر جا مانده . امروز غزه که در اصل هم چیزی نداشته ، از هیچ هم هیچ ندارد . براستی نمی توان کاری کرد؟
دوست عزیز ! شما یکی از افراد مشهور و دارای نفوذ در جهان هستید! شما اگر دارای یک سِمَت حقوقی باشید می توانید برای کاستن از گرسنگی این مردم گامی بردارید . حالا دیگر ، گفتن از " آلام بشری" هم به شعری شیک تبدیل شده که دیگر به کار نمی آید . کار از این حرف ها گذشته و مردم غزه فقط آب و نان می خواهند و دیگر هیچ . ممکن است بگویید دست تان برای اقدام بسته است . این گونه نیست که نشود کاری کرد. از سمت خود به اعتراض استعفا کنید . می گویید نفر بعد هم نمی تواند کاری کند؟ او هم به اعتراض استعفا کند . جامعه جهانی تا چه وقت می تواند اعتراض و استعفا را و بلکه بحران در فعالیت نهادهای جهانی را تحمل کند؟ قبول کنید که اگر همچون بعضی مقامات کشورهای جهان ، بعضی نمایندگان مجالس جهان ، بعضی چهره های شناخته شده جهان ، شما هم قدم بردارید می شود از مردن غزه و از خوردن لکه ی ننگِ نظاره گر بودن بر نابودی غزه و مردم غریب مانده آن بر پیشانی بشر پیشگیری کرد. اگر قدمی بردارید صندلی تان را خواهند گرفت؟ جان غزه را گرفته اند . باغ و ویلایتان را خواهند گرفت ؟ نفس غزه را بریده اند . نان تان را می گیرند؟ رمق غزه را بُرده اند.
دوست عزیز چه بر شما می گذرد اگر ببینید فرزندتان در بستر بیماری از درد به خود می پیچد و نمی توانید برایش کاری کنید ؟ چه بر شما می گذرد اگر با هزار امید خودتان را با طفل بیمارتان – چه با وسیله و چه بر سر دست – به بیمارستان برسانید و ببینید دکتر و پرستار در اثر گرسنگی و تشنگی رو به مرگ اند ، چه رسد که بخواهند به درمان فرزند شما بکوشند؟ چه بر شما می گذرد اگر به درمانگاهی مراجعه کنید و ببینید برقی نیست تا تجهیزات پزشکی را فعال کند و آبی نیست تا به لب تشنه ی بیمارتان برسانید؟
دوست عزیز ! امروز در غزه حتی نان باید به قیمت جانی جستجو شود که زیر رگبار دشمن است و مردی که در برابر فرزندانش از ناتوانی خود شرمنده است نمی تواند سر برآوَرَد چون تیرهای مرگبار سربازان اسرائیلی او را هم راهی دیار عدم می کنند . امروز غزه حتی به اندازه یگ گونه ی در حال انقراض از محیط زیست هم در دستور کار جهان نیست و گرنه نباید کار بدین جا می کشید . شما معنی قابلمه را می دانید . مردم شما تا تورم یک درصدی ، دو درصد می شود قابلمه به دست راهی خیابانها می شوند و قابلمه ها را به اعتراض قاشق می زنند . امروز در غزه کسی حال اعتراض ندارد . دختر کوچک و زیبای فلسطینی ، تنها و ناامید ، قابلمه به دست از این سو به آن می دود تا شاید کسی لقمه ای قابل خوردن در قابلمه اش بریزد . امروز در مقابل دیدگان دوربین ها ، صهیونیستها کیسه های آرد را همچون شکم های آماس کرده از گرسنگی مردم غزه ، شکم می درند تا حتی ذره ای از آردِ ناچیز راه یافته به گوشه ای از غزه نصیب مردم نشود و مردم در مقابل دیدگان بیچاره ی همدیگر از پا درآیند . براستی اروپا باید عرق شرم بر پیشانی بنشاند به خاطر مهمان های زورگو و بیشرمی که در پناه لایحه بالفور انگلیسی در دهه پنجاه میلادی از اروپا به سمت فلسطین کوچ داد . کاش اروپا امروز به جبران ظلمی که از دهه ها پیش بر این مردم روا داشت تا خود از حضور صهیونیستهای تمامیت طلب در سرزمین اش آسوده باشد ، قدمی برای نمردن و زنده ماندن مردم غزه بردارد . اروپا باید بداند که غزه امروز دارد تاوان اعتراض به تصمیم رفاه طلبانه اروپا و انگلیس در دهه ها پیش را می دهد ،وقتی که اروپایی ها می خواستند یهودیان آواره را از خود دور کنند و در عین حال آنها را کارگزاران مطامع خاورمیانه ای خود قرار دهند و صهیونیستها را چون آتشی به جان مردمی انداختند که زمانی سرزمین های شان عروس خاورمیانه خوانده می شد .
دوست عزیز ! چگونه است که کشورهای جهان و ملتهای جهان از باور به خدا سخن می گویند اما بیمناک بر جان بندگان خدا نیستند؟ چگونه می توانند تماشاچی باشند و ببینند که مادر غزه ای به جای شیر ، شرمندگی تحویل نگاه های گرسنه فرزند شیرخواره خود می دهد؟ چگونه می توانند تماشاچی باشند و ببینند که پدر ، مجسمه ی عاطفه ، نانی ندارد تا در سفره ی پدرانه اما خالی خود بگذارد؟ پدرها دیگر در غزه با نان نمی آیند . پدرها بی جان می آیند . پدرها در غزه در راهی که برای نان رفته بودند بی جان افتاده اند .
4 مرداد 1404