دو گفتگو با بدرالزمان قریب
چند روز پیش خانم دکتر بدرالزمان قریب پس از عمری جد و جهد عالمانه و البته پربرکت رخ در نقاب خاک کشید.متن دو گفتگو با ایشان از باب سپاسی ناچیز به این مناسبت تقدیم می شود.
دو گفتگو با خانم دکتر بدرالزمان قریب؛ سغد شناس بلند نام ایران
1.زبان سغدی
با مرگ زبان، تمدن هم مي ميرد
دکتر بدرالزمان قريب ، سال 1308 در تهران به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همين شهر گذراند. پس از دريافت مدرک ليسانس زبان و ادبيات فارسي و گذراندن يک سال در رشته پزشکي از دانشگاه تهران ، به امريکا رفت و در دانشگاه پنسيلوانيا دکتراي خود را در رشته زبان شناسي دريافت کرد.
دکتر قريب، سال 1340 با استفاده از بورس شاگردان اول ، به دانشگاه کاليفرنيا در برکلي وارد شد و با راهنمايي پروفسور هنينگ به تحقيق پرداخت و پايان نامه دکتري خود را با عنوان «تحليل ساختاري فعل در زبان سغدي» نوشت.
او پس از بازگشت به ايران در دانشگاه هاي شيراز و تهران به تدريس پرداخت و در حال حاضر عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي و مدير گروه گويش شناسي است.
از آثار وي مي توان به کتابهاي تحليل ساختار فعل در زبان سغدي (انگليسي) / زبان هاي خاموش / داستان تولد بودا / فرهنگ سغدي (سغدي فارسي انگليسي) و کشف کتيبه پهلوي در چين اشاره کرد.
دکتر بدرالزمان قريب در همايش دوم جزو چهره هاي ماندگار ايران شناخته شد.
از ميان اين همه زبان زنده ، چه شد که به زبانهاي فراموش شده اي چون سغدي علاقه مند شديد؟
در دوره ليسانس ، فارسي باستان ، تاريخ زبان و زبانهاي پهلوي و اوستايي را ياد گرفتيم ، که امروزه ديگر تدريس نمي شود.
استادان فوق العاده اي داشتيم ، مثل دکتر معين ، فروزانفر، مدرس رضوي باعث شدند من با علاقه بيشتري به زبان شناسي بپردازم.
وقتي مي ديدم به اين زبانها کمتر توجه شده و بسياري از زبانها در ايران ناشناس هستند، کنجکاوي ام بيشتر شد.
از کتاب فرهنگ زبان سغدي بگوييد، زباني که اگرچه امروز مرده ، اما روزگاري زبان رايج و رسمي جاده ابريشم بوده است.
براي اين کتاب زحمات زيادي کشيدم و مشکلات بسياري را تحمل کردم. زبان سغدي اگرچه مرده است ، اما با بسياري از زبانهاي هند و اروپايي خويشاوندي نزديک دارد.
از اين رو، اين واژه نامه ، که معناي لغات سغدي را به دو زبان مهم از اعضاي خانواده زبان هند و اروپايي يعني فارسي و انگليسي در اختيار خوانندگان مي گذارد، براي مطالعات ريشه شناختي منبعي بس پرارزش است.
در بخش اصلي کتاب ، لغات سغدي در 11500 مدخل ، به ترتيب الفبا و براساس املاي مورد پذيرش سغدي دانان امروز آمده است.
ذيل هر مدخل ، ساير مشخصات لغت آمده است. از عمده مشکلات نگارش اين کتاب ، زبان روسي بعضي از منابع بود که استخراج از اين زبان و ساير زبانهاي خارجي مثل آلماني ، فرانسوي را با کمک فرهنگستان انجام دادم.
به دنبال هر واژه ، کليه زبانها را جستجو کردم و بالاخره تبديل به يک فرهنگ شد. اين کتاب را به نحوي نوشتم که نه تنها به آوا نوشت زبان سغدي ، بلکه به انگليسي و فارسي هم قابل فهم باشد.
اطلاعات گرامري و دستوري را هم اضافه کردم. در آخر، تمامي ماخذ را هم ذکر کردم. اين کتاب در سطح جهان قابل فهم است و براي همين مقبوليت جهاني پيدا کرد و کتاب سال شناخته شد.
چند سال از عمرتان صرف انجام اين کار شد؟
از شروع تحقيق تا چاپ کتاب 20 سال زمان برد و شيريني سالها تلاش بي وقفه را اکنون مي چشم. در آن زمان من براي هر واژه از فيش و کاربرگ استفاده و آنها را جمع آوري مي کردم ، در حالي که اگر رايانه بود نصف اين زمان هم صرف نميشد.
سغديان چگونه مردمي بودند و در چه دوره اي از تاريخ زندگي مي کردند؟
سغديان در هزاره اول پيش از ميلاد زندگي مي کردند. اسم سغد در کتيبه هاي فارسي باستان و در زمان هخامنشيان آمده است. اسم سغد در اوستا هم آمده است.
تاريخي که از آنها مستند داريم ، شامل هزاره اول است و متون به جاي مانده ، مربوط به قرن چهارم ميلادي تا قرن سيزدهم و چهاردهم است و شايد تا قرن پانزدهم ، پيش از حمله مغولها به ايران اين زبان زنده بوده است.
مردم سغد احتمالا در حومه شهرهايي چون سمرقند و بخارا زندگي مي کرده اند. امروزه روستايي بين تاجيکستان و ازبکستان وجود دارد که مردم آن به زبان يغناوي (بازمانده زبان سغدي) صحبت مي کنند.
خاموش شدن يک زبان ، چه رويدادهايي را به دنبال دارد؟
گاهي ممکن است به همراه زبان ، تمدن آن هم از بين برود، مثلا در مصر، تمدن ، زبان ، خط و آثار برجسته يک جا از ميان رفت و تنها آثار به جاي مانده نشان از وجود چنين تمدني دارد.
البته زبان فارسي در ايران با آن که زبان عربي و ترکي بر آن تاثير گذاشتند، باز توانست خود را حفظ کند و از دوره ساسانيان تا امروز باقي بماند.
سغدي هم شايد مي توانست زنده بماند، اما رقيبان جايي براي آن باقي نگذاشتند. از يک سو گسترش زبان ترکي ، از سويي ديگر رونق زبان فارسي ، حمله مغول ها و گسترش اسلام باعث شد اين زبان جزو زبان هاي خاموش محسوب شود.
البته اگر چه زبان ها از بين مي روند، اما چون زير ساخت فرهنگ عامه را تشکيل مي دهند فرهنگ ها و آيين ها پايدار مي مانند.
در کتاب زبان هاي خاموش ، به چه زبان هايي پرداخته ايد؟
اين کتاب را با کمک يدالله ثمره نوشتم. درباره رمزگشايي زبان هاي خاموش و زبانهاي از بين رفته است. اين کتاب کمکي است براي بازگشايي و رمزگشايي کلماتي که مجهول اند. آشنايي با فرهنگ هايي چون آشوري ، بابلي ، کلداني با اين کتاب ، ممکن مي شود.
از منظر زبان شناسي چگونه مي توانيم به تحليل تاريخ و رويدادهاي تاريخي برسيم؟
در تاريخ وقتي ماجراي کمبوجيه ، برديا، کوروش و داريوش را مي خوانيم ، با داستاني روبه رو هستيم که يونانيان انتقال داده اند.
با کشف کتيبه هاي فارسي باستان مثل بيستون هم ، ماجراهاي تاريخي دوره داريوش را مي خوانيم. کل وقايع تاريخي را داريوش در کتيبه هاي بيستون بازگو مي کند.
حتي در متون پهلوي و اوستايي ، وقايع فرهنگي هم ذکر شده است. همان طور که در طول تاريخ داستان ها و روايت هاي دروغين زيادي وجود دارد، روايات و حکايات صحيح هم وجود دارد.
در متون مانوي هم اطلاعات دسته اولي درباره دين ماني و بسياري مسائل ديگر وجود دارد. آثار الباقيه ، ابوريحان بيروني و الفهرست ابن نديم هم اطلاعات فوق العاده اي به ما مي دهند و شايد در بعضي مواقع اطلاعات اندک ما را تکميل مي کنند. اين افراد ستارگان ادبيات ما هستند.
خواندن اين کتابها، کمک بزرگي به اطلاعات زبان شناسي ماست.
چرا در بيشتر مراکز دانشگاهي دنيا، کار روي چنين تحقيقاتي ، به شکل گروهي انجام مي شود، اما در ايران اين حرکتهاي فرهنگي به صورت فردي پيگيري مي شود و به سرانجام مي رسد؟
در ايران کار گروهي ، بسيار کم انجام مي شود. نه تنها در زبان شناسي که در ساير علومي چون پزشکي ، ادبيات و... هم هر کس به صورت فردي کار مي کند.
در قديم ، استادان يک کار را بدون هيچ سر و صدايي آغاز مي کردند و به سرانجام مي رساندند. احتمالا کمبود ارتباطات اجتماعي آنها باعث مي شد کمتر در حرکتهاي جمعي شرکت کنند؛ اما امروزه با بزرگ شدن شهرها، کارهاي گروهي هم بايد بيشتر شود.
نياز امروز مي طلبد که هر رشته به شاخه هاي متعددي تقسيم شود.
خوب است درباره شخصيت هايي صحبت کنيم که از استادان يا هم دوره شما بوده اند و از چهره هاي بزرگ فرهنگي کشور هستند.
از مهرداد بهار شروع کنيم.
من با مهرداد بهار هم دوره بودم. شخصيتي بسيار درخشنده داشت و پايه هاي اسطوره شناسي در ايران بنا کرد و کتابهاي متعددي در اين ارتباط نوشت.
او انسان و پيشکسوتي خارق العاده بود. دوره ليسانس را با هم گذرانديم و در دوره اي همکار بوديم.
مرحوم استاد بديع الزمان فروزانفر؟
فروزانفر استاد بسيار جالبي بود. دانشمندي عاشق علم بود که دوست داشت درهاي علم را به روي تمامي دانشجويان باز کند.
اطلاعات وسيع او، هميشه ما را دچار حيرت مي کرد. هر جلسه از درس او روزي جديد بود. هيچ وقت را به ياد ندارم که مطالبش تکراري بوده باشد. وقتي خواستم به امريکا بروم ، براي مشورت پيش استاد فروزانفر رفتم.
گفت خيلي عالي است ، برو و چيزهاي جديد ياد بگير و خيلي تشويق ام کرد. کلاسهاي درس او، هر روز آن يک خاطره خوب بود که هيچ گاه از ياد نمي برم.
از مرحوم استاد عبدالعظيم خان قريب بگوييد که گويا از آشنايان شما هم هستند؟
از مشخصات ايشان وقت شناسي و فروتني بود. باوجود سن و سال زيادشان ، هميشه ، قبل از همه وارد کلاس مي شد. هيچ وقت روي صندلي بالاي کلاس نمي رفت و در کنار ما مي نشست.
در دوره دکتري تعداد بچه ها کم بود و او درست همانند پدري دلسوز با ما رفتار مي کرد. تحليل هاي بسيار جامعي از زبان و ادبيات مي کرد و سعي مي کرد اطلاعات بيشتري ، خارج از درس به ما بدهد.
و دکتر معين ؟
دکتر معين ادبيات فارسي درس مي داد. در سالهاي اول فکر مي کرديم او بسيار خشن و خشک است. وقتي به ما مي گفت از تاريخ بيهقي يا چهارمقاله بخوانيد، اگر کسي غلط مي خواند، بلند مي گفت «غلطه ، غلطه» بعد ما فهميديم آنچه درباره او فکر مي کرديم ، اشتباه بود.
يادم هست از دکتر معين خواستيم شعري از حافظ را بخواند و معني کند. ايشان شعر: «سالها دل طلب جام جم از ما مي کرد آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي کرد» را خواند و برايمان معني کرد.
ما تازه در آن زمان او را شناختيم و فهميديم او آدمي بسيار ملايم ، مهربان و زيباانديش است.
چگونه مي توان از دانش زبان شناسي به ادبيات و هنر و فرهنگ ، نقب زد و تحليلي نو ارائه کرد؟
آن قسمت از زبان شناسي که مربوط به نحو و دستور است ، در ارتباط بسيار نزديکي از شعر و ادبيات به سر مي برد. يک زبان شناس از نظر دستور مي تواند بافتهاي يک متن تاريخي را باز و موشکافي کند.
با باز کردن يک متن ادبي - تاريخي مي تواند تا سرچشمه اصلي آن هم بالا برود و کلمه به کلمه از فارسي باستان و ميانه ، از زبان هند و ايراني يا هند و اروپايي کشف کند.
از لحاظ نحوي و ساخت جمله در هر قرني چگونه کلماتي بيشتر رايج بوده است؟ چگونه يک زبان تغيير مي کند؟ شايد تغيير زبان بيشتر در روساخت باشد تا زيرساخت. اين واژه ها هستند که عوض مي شوند.
اخيرا مقاله اي از شما منتشر شده با موضوع نوروز، جشن بازگشت به زندگي ، جشن آفرينش و جشن تجلي عناصر فرهنگ ، از اين منظر سنتهاي ديگري مثل جشن يلدا و مهرگان چگونه قابل بررسي است؟
جشن يلدا، ارتباط دوري با جشن تولد ميترا دارد. شب يلدا طولاني ترين شب سال است و از فردا خورشيد زودتر به آسمان مي آيد و مي توانيم آن را جشن تولد خورشيد بناميم.
روز اول دي خورشيد متولد مي شود و روزها رو به بلند شدن مي رود. جشن مهرگان در مهر بوده و در گذشته مهر را با خورشيد يکي مي دانستند. شايد شرايط براي کشاورزان سخت و مشکل بوده است و با رسيدن فصل زمستان آنها زمين ها را به خواب زمستاني مي بردند و در انتظار بهار جشن مي گرفتند.
در اوستا خدايان به زير زمين مي روند تا نگذارند، ريشه درختان خشک شود. همه اين ها رويش و زندگي دوباره طبيعت است.
گفتگو: مينا موسوی
ماخذ:
منزلگاه الکترونیکی شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی
http://www.persian-language.org
2- در راستای معرفی نخبگان فرهنگی ایران زمین، سایت اینترنتی تبیان، با خانم دکتر بدرالزمان قریب، گفتگوی صمیمانه ای ترتیب داده است که متن آن به حضور دوستداران علم و دانش پژوهان تقدیم میگردد.
تبیان : لطفاً شرح حال خود را به طور مختصر ، برای بینندگان سایت اینترنتی تبیان ، بیان بفرمائید؟
من در تهران ، درخانواده ای فرهنگی به دنیا آمدم که همواره مرا به کسب علم و طی مدارج آن تشویق می کردند . از کودکی با زبان فرانسه آشنا شدم و این زبان نقش مهمّی در موفقیتهای علمی من داشت . تحصیلات دبستان و دبیرستان را در مدرسه ژاندارک ( منوچهری کنونی ) به پایان رساندم . در دانشگاه موفق به اخذ مدرک لیسانس ادبیات فارسی شدم و چون شاگرد اول بودم ، به دوره دکتری راه یافتم ؛ اما پس از یک سال به آمریکا رفتم و تحصیلاتم را در دانشگاه پنسیلوانیا ادامه دادم . در آنجا بسیاری از واحدهای زبان شناسی را گذراندم ؛ سپس به مطالعه زبان ایرانی ، در حوزه ادبیات فارسی میانه و باستان ، پرداختم.
تبیان : رساله دکتری خود را با چه عنوانی و در کجا ارائه داده اید؟
عنوان رساله من " مطالعه ساختاری فعل در زبان سُغدی" بود که آن را در دانشگاه کالیفرنیا ارائه کردم .
تبیان : استادان برجسته شما در آمریکا چه کسانی بوده اند؟
باید از پروفسور هِنی در کالیفرنیا ، پروفسور درادزن در دانشگاه پنسیلوانیا و پروفسور جرج کامرون در دانشگاه میشیگان یاد کنم .
تبیان : در ایران از حضور چه استادانی بهره مند شدید؟
در ایران از محضر استادان بزرگی همچون ، استاد فروزانفر ، استاد عبدالعظیم قریب ، استاد جلال الدین همایی ، استاد محمد معین، استاد ذبیح ا... صفا و استاد ابراهیم پور داووداستفاده کردم.
تبیان : چه خاطراتی از استادان خود به یاد دارید؟
استاد ابراهیم پور داود با شوقی فراوان ، اوستا و متون قدیم را درس می داد . استاد قریب بسیار فروتن بود و همیشه قبل از دانشجویان در کلاس حاضر می شد . استاد محمد معین بسیار سخت گیر بود . استاد خانلری، استاد صادق و استاد محمد مقدم نیز مشوق من بودند .
تبیان : لطفاً تعریفی از دانش زبان شناسی ارائه فرمائید؟
بهترین تعریف از زبان شناسی را باید از زبان شناسان عمومی پرسید . اما اگر بخواهیم به طور مختصرآن را تعریف کنیم ، باید گفت : زبان شناسی شناخت اصوات زبان است که از واژه شناسی و آوا شناسی تشکیل شده است. از آنجا که زبان همیشه زنده است، زبان شناسی تحول زبان را هم بررسی می کند و در مجموع ، دانشی بسیار گسترده است.
تبیان :لطفاً درباه خطوط و زبانهای خانواده زبان ایرانی توضیحاتی بفرمائید؟
زبان های ایرانی جزء خانواده زبان های هندی و اروپایی هستند و به دو بخش تقسیم می شوند: ایرانی شرقی و ایرانی غربی. در دوران اول، زبانهای ایرانی غربی، شامل فارسی باستان و اوستایی و در دوران میانه، شامل پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی است. سُغدی ها و سُکاها در خارج از ایران در آسیای میانه ساکن بودند، اما در ایران شرقی نیز زبان سُغدی و خط آرامی رواج داشته است. همچنین، تعدادی نسخه های قدیمی به زبانهای برهمی (با خط هندی)، زبان یونانی (با خط یونانی قدیم) و خوارزمی (با خط فارسی) کشف شده است. پس در مجموع خانواده خط ایرانی شامل خط میخی، خط اوستایی، خط پهلوی و در شرق هم سُغدی است.
تبیان : تخصص شما در زبان سُغدی است، لطفاً درباره ویژگیهای فرهنگی، دینی و جغرافیایی قوم سُغدی توضیحاتی بفرمائید؟
زبان سُغدی یکی از زبان های ایرانی در دوران میانه است. مردم در هزاره اول میلادی، از دریای خزر تا مرز چین به آن صحبت می کردند؛ پس بدین سبب، از وسعت و تنوع زیادی برخوردار بوده است. این زبان به سه خط مانوی، بودایی و سریانی نوشته می شد. سُغد از ایالت های هخامنشی بود. که در برابرحمله اسکندر مقاومت کرد و مردم آن گرفتار کشتار فجیعی شدند و به همین دلیل به سمت چین مهاجرت کرده و در آنجا سکونت گزیدند. بعدها زبان سُغدی، زبان داد و ستد در جاده ابریشم شد.
تبیان : در میان آثاری که تألیف کرده اید، فرهنگ سُغدی جایگاه خاصی دارد، در این مورد توضیحاتی را بفرمائید؟
در پی نیاز مبرمی که به تدوین فرهنگ سُغدی احساس می شد، به جمع آوری واژگان و کار روی فعلهای این زبان پرداختم. همچنین این واژگان را به دو زبان انگلیسی و فارسی ترجمه و آوا نویسی کردم و نیز اطلاعات مهمی درباره ساختار زبان سُغدی و خط آن ارائه دادم. خوشبختانه، این فرهنگ در سراسر جهان مراجعه کنندگان بسیاری یافت. کار تألیف این کتاب با احتساب ده سال اخیر ، که برای تجدید نظر آن صرف کردم حدود بیست سال به طول انجامید.
تبیان: درآثار پژوهشی شما، اشاره ای به روایت داستان اصحاب کهف در زبان سُغدی شده است، لطفاً درباره آن توضیحاتی بفرمائید؟
جدیدترین نوع متون سُغدی، مشتمل بر اندرزها، انجیل و تاریخ شهدای مسیحی است و درمیان آنها متنی وجود دارد که دچار صدمه شده است و نامش "خفتگان اِفسوس" است.
به دلیل اینکه نام پادشاه، قاضی و یکی از اصحاب کهف در این متن آمده است معتقدیم که این داستان ، همان داستان اصحاب کهف است. البته در این متن به سگ اصحاب کهف اشاره نشده است.
تبیان : کتیبه جدید خشایار شاه را که به زبان میخی بوده و در سال 1345 کشف شده است، خوانده و ترجمه کرده اید، لطفاً توضیحات بیشتری در این باره بفرمائید؟
ترجمه این اثر اولین کار عملی من بود. این کتیبه بصورت یک لوحه 50 در50 سانتی متری و دو رو نوشته، است. که به دستور خشایارشا از روی نسخه اصلی آن در آرامگاه داریوش رونوشت شده بود. این کشف باستانی در نوع خود بسیار ارزشمند بود و مسایل فراوانی را برای ما روشن کرد.
تبیان : شما درباره روزهای هفته، در متون کهن و فرهنگ ایرانی، تحقیقی داشته اید. لطفاً در مورد آن توضیحاتی را بفرمائید؟
قبلا تصور می شد که در فرهنگ ایرانی هفته وجود نداشته است. اما با جستجو در منظومه هفت پیکر نظامی، دریافتم که در این کتاب هریک از روزهای هفته با نام ستارگان مشخص شده است. همچنین با مطالعه گاهنامه قمری مانوی ها دریافتم که آنها نیز برای روزهای هفته، نامهایی داشته اند البته می دانیم که در گاهنامه زردشتی نیز روزهای ماه براساس نام ایزدان و رب النوعها، نامگذاری می شد و هرگاه نام روز و ماه با هم تطبیق می یافت ، آن روز را جشن می گرفتند.
تبیان : چه پیامی برای جوانان ایران زمین دارید؟
پیام من برای همه مردم به ویژه جوانان این است که در کارشان کوشا باشند و اگر به چیزی علاقه مند هستند برای رسیدن به کمال تلاش کنند ومطمئن باشند که در این صورت به نتیجه خواهند رسید.
ماخذ:
سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
http://www.tebyan.net/